جمعه 1387/05/25
شاعیر همتی انگورانی زنگان
ما هنوز اول- راهیم
یازان :تئلناز زنگانلی، بایرام ماهنامه سینین اؤن دؤردنجی سایی
وقتی فکر میکنم بعدازگذشت سالهل،تازه تیلیم خانی شناخته شده، تیلیم خانی که مزارش
گویای مظلومییت اوست، تازه پی میبرم ما هنوز اول راهیم.
هنوز تیلیم خانهای دیگری داریم که دیوانشان در سینه های پیرمردان اهالی روستاهایی
است که آنجا زیسته اند یا زمانی آنجا بوده اند.هنوز داریم تیلیم خانهایی که باید بدست
محققان شناخته شوند ومگر این هم رسالتی بس سنگین بر دوش نیست؟ ما هنوز اول راهیم
لالایی های ما،تاپماجاهای ما، بازیهای کودکانه فرزندان آذربایجان،اگر نجنبیم فرداها.........
گاهی باین میاندیشم اگر عمری را صرف جمع آوری فولکلور آذربایجان کرده باشیم.،باز هم
این گنجینه تمام ناشدنی است.
این کار همّت والای پژوهندگان را میطلبد، از خودم گرفته تا آنانکه ادعای سینه چاکی برای
فرهنگ وزبان مادری را دارند. مولانا همّتی انگورانی از شاعران توانا ومظلوم مانده قرن
دهم واوایل قرن یازدهم است.او دیوان شعری به زبان ترکی دارد.جلد اول آن شامل قصاید و
غزلیات است که در مناقب مولای متقیان حضرت علی (ع) سروده است.وجلددوم قصاید وغزلیات
عرفانی اوست.
همّتی انگورانی در روستای انگوران از توابع منطقه انگوران وشهرستان ماهنشان تولد یافته است
ایشان سفرهای مختلفی به سرزمینهای مختلف کرده، ولی سر انجام دوباره به انگوران بر گشته ودر
آنجا به شهادت رسیده ومدفون گشته است که ستاره هشت پر از زمره نمادهای اسلامی میباشد.
طبق گفته کهنسالان انگوران، ایشان در قبرستان (سره یال) مدفون است. جالب است در این فبرستان قبور زیادی
وجود داشت که بر روی سنگ آنها ( شهید) آورده شده بود که متاسفانه در ساختن عمارت خانی در
سالهای اخیر از این سنگها استفاده شده واکثر آنها از بین رفته است.
ولی جای خوشبختی بود که سنگ قبر مولانا همّتی انگورانی بر جای مانده بود که البته آن هم بعدها به
یغما رفت!!
همتی دن بیر غزل:
ظاهر ائتدی عارضی دؤورونده تا اؤل ماه - خط
قتلینه بو خیل عشّاقین گتیردی آه ،خط
آه کیم اهل نظر آئینه سین دوتدو غبار
چکدی اؤل مه صفحه ی رخسارینه نا گاه، خط
آرتدی سؤدای جنونیم سبزه ی خطین گؤروب
ائیله دی من بیدل ودیوانه نی گمراه ،خط
اهل عشقی هر بیری بیر طوریلن ائیلر هلاک
گاه چشم و گاه ابرو، گاه خال و گاه ، خط
لوح محفوظ الهی دیر حبیبین صورتی
(اهمتی)درک ائیله اول لوح اوزره بسم الله خط
از یکی از اشعارمولانا همتی اینگونه بر داشت میشود که ایشان به شهر اردبیل علاقه خاصی داشته
اندوشاید مذهبی بودن این شهر یکی از دلایل علاقه ایشان باین شهر باشد. آن شعر اینگونه است:
عشقینده ای اهل سخاوت سیم زردن گئچ
نه سیم وزر محنت عالمینده جان وسردن گئچ
دؤندو یئری،قطع نظر قیل یئددی کشوردن
وطن دوت اردبیلی (همتی) اؤزگه مقردن گئچ
در دیوان شاعر، یک سری کلمات به کار رفته است که امروزه تلفظ و نوشتار آنها تغییر کرده است.
نمونه ای از این کلمات را میآوریم :
خانی: هانی- خاچان: هاچان- قوجار: قوجاقلاماق- آراماق: آختارماق- اوز: ایک-ایق(مثلابیز
شاعیریز:یعنی بیز شاعیریک)قمو: هامی - شول: اول ،او
چند نمونه از این کلمات را که در شعر همتی انگورانی به کار رفته .، میآوریم:
فتح اولدو بوگون همتی بیر برج فصاحت
کیمدور خانی بو عرصه ده بیر بئله سخنور
هر هاچان کیم گؤستریر شول ملک حسنه شاه رخ
بو بساط ایچره آلیر لیلاج الیندن شاه ، رخ
کیم کی بیر دم ای پری سن شاه خوبانی قوجار
جنّت رضوان ایچینده حوروقلمانی قوجار
